روبهروی طراح نشستهاید، همهچیز خوب بهنظر میرسد و قیمت هم بد نیست؛ ولی نمیدانید چه بپرسید. این هفت سؤالِ ساده، همان چیزهایی است که یک انتخابِ مطمئن را از یک پشیمانیِ چندماهه جدا میکند، با اینکه جوابِ خوب چه شکلی است و کجا باید زنگ خطر برایتان به صدا دربیاید.
روبهروی طراح نشستهاید. آدمِ خوشبرخوردی است، نمونهها را نشان داده، قیمت هم خیلی بد نیست. همهچیز دارد خوب پیش میرود و شما کمکم دارید سر تکان میدهید. ولی یک حسِ مبهم ته دلتان هست: «نکند چیزی را دارم از قلم میاندازم؟»
معمولاً همینجاست که آدمها یا از رودربایستی سؤالی نمیپرسند، یا نمیدانند اصلاً چه باید بپرسند. و دقیقاً همین سؤالنپرسیدن است که سه ماه بعد تبدیل میشود به «چرا کسی جوابم را نمیدهد؟» یا «یعنی سایت اصلاً مالِ من نیست؟».
پس بیایید هفت سؤالی را مرور کنیم که خودم قبل از هر همکاری مهم میپرسم. برای هرکدام میگویم چرا مهم است، جوابِ خوب چه شکلی است، و کجا باید زنگ خطر برایتان به صدا دربیاید. لازم نیست فنی باشید؛ فقط به روشنیِ جوابها دقت کنید.
چرا: چون کارِ واقعی، صادقترین حرفِ یک طراح است.
جوابِ خوب: «بله، بفرمایید؛ این چند آدرس را روی گوشیِ خودتان باز کنید.» و ترجیحاً چیزی نزدیک به کارِ شما نشان میدهد.
زنگ خطر: فقط چند عکسِ ثابت که باز نمیشوند، یا طفرهرفتن از دادنِ آدرسِ زنده. اگر میخواهید بدانید یک نمونهٔ واقعی را چطور محک بزنید، قسمتِ اولِ همین مجموعه دقیقاً همین است.
چرا: بیشترِ اختلافها سرِ چیزی است که هیچوقت دربارهاش حرف نزدهاند.
جوابِ خوب: یک فهرستِ روشن: چند صفحه، چه بخشهایی، محتوا با کیست، سئوی اولیه هست یا نه، هاست و دامنه جزوِ کار است یا جدا. یعنی محدودهٔ کار (چیزی که قرار است انجام شود) مشخص است.
زنگ خطر: جوابِ کلی مثل «یک سایتِ کامل و حرفهای تحویل میدهیم» بدون هیچ جزئیات. «کامل» برای هر کس یک معنی دارد.
چرا: بدون زمانِ مشخص، پروژه میتواند ماهها کش بیاید.
جوابِ خوب: یک بازهٔ واقعبینانه با چند مرحله («طراحی این هفته، نسخهٔ اول تا فلان تاریخ»)، و یک توافق دربارهٔ تأخیر.
زنگ خطر: «خیلی زود، نگران نباشید.» زمانِ مبهم، یعنی هیچ زمانی.
چرا: این مهمترین سؤالِ این فهرست است. اگر کدها و دامنه دستِ طراح بماند، عملاً گروگانِ او هستید.
جوابِ خوب: «همهچیز، دامنه، سورس (کدها و فایلهای سایت)، و دیتابیس، بهنامِ شماست و در پایانِ کار تحویلتان میدهیم.»
زنگ خطر: «شما نگرانِ این چیزها نباشید، خودم حواسم هست.» مالکیت باید صریح و کتبی مالِ شما باشد. واژههای این حوزه را در دوازده کلمه قبل از قرارداد توضیح دادهام.
چرا: سایت مثل ماشین است؛ تحویل، پایانِ کار نیست، شروعِ نگهداری است.
جوابِ خوب: یک دورهٔ گارانتی برای رفعِ اشکال، و بعد از آن یک شرطِ روشن برای پشتیبانی و هزینهاش. یعنی میدانید سالِ دوم چه خبر است.
زنگ خطر: سکوت دربارهٔ بعد از تحویل، یا «مشکلی پیش نمیآید». دربارهی هزینههای سالِ بعد، نگهداری سایت بعد از تحویل را ببینید.
چرا: بیشترِ مشتریهای شما با گوشی میآیند و از گوگل پیدایتان میکنند.
جوابِ خوب: «سایت موبایلاول طراحی میشود و اصولِ اولیهٔ سئو (دیدهشدن در گوگل) رعایت میشود.» و میتواند یک نمونه را روی موبایل نشانتان بدهد.
زنگ خطر: انگار موبایل و گوگل موضوعی فرعی و «بعداً» است. امروز اینها فرعی نیستند.
چرا: پرداختِ مرحلهای و قراردادِ کتبی، محافظِ هر دو طرف است.
جوابِ خوب: «پرداخت مرحلهای است؛ بخشی اول، بخشی وسطِ کار، بخشی هنگامِ تحویل. همهچیز هم در قرارداد میآید.»
زنگ خطر: درخواستِ کلِ پول بهصورت پیشپرداختِ کامل، یا کارِ بدونِ هیچ قراردادی. پولِ کامل جلوجلو، اهرمِ فشارِ شما را صفر میکند.
این هفت سؤال کمک میکند طرفِ مقابل را درست بسنجید. ولی جوابِ خوب تا وقتی روی کاغذ نیاید، فقط یک قول است. برای همین قسمتِ آخرِ این مجموعه دربارهٔ قرارداد است: اینکه یک قراردادِ طراحی سایت چه بندهایی باید داشته باشد تا همین قولها ضمانت شوند.
و اگر دوست دارید ببینید یک کارِ زنده چه شکلی است، گالری نمونه باز است، نقش و پایا را روی گوشیتان کلیک کنید. هر وقت آماده بودید، یک پیام کوتاه بفرستید و از همان سؤالها شروع کنیم.
این مطلب چطور بود؟
یک لمس کافی است — کمک میکند بهتر بنویسم.
تمرین کوتاه
پاسخ درست تا ۵۰ امتیاز — روی گزینهٔ مناسب بزنید.
طراح در جواب «مالکیت سورس و دامنه با کیست؟» میگوید «شما نگران این چیزها نباشید، خودم حواسم هست». بهترین برداشت چیست؟