ایده که در ذهن شما روشن است، برای دیگران مبهم است. قبل از قرارداد سنگین، این پنج قدم را بروید؛ بودجه در ذهن شما ۲۰ میلیون تومان باشد یا ۸۰ میلیون تومان، اول مشکل یکجملهای و حداقل محصول.
هفتهٔ پیش تماسی داشتم. میگفت: «ایدهام عالیه، میخوام مثل بزرگترین فروشگاه آنلاین باشه. بودجه در ذهنم حدود ۳۰ میلیون.»
اول نگفتم پول زیاد است یا کم. فقط پرسیدم: «الان یک نفر، واقعاً یک نفر، این مشکل را چطور حل میکند؟»
چند ثانیه سکوت. بعد گفت: «خب ببین، اول این قابلیت… بعد اون یکی…»
هنوز وقت قرارداد نبود. نه برای پیشپرداخت، نه برای طراحی سنگین، نه حتی برای بحث «چند ماه طول میکشد».
ایده در سر شما واضح است؛ برای بقیه، و برای پیمانکار، اغلب مبهم است. همین جایی است که پروژهها میلغزند: قبل از اینکه ثابت کنید کسی واقعاً این را میخواهد، میروید سراغ ساختن همهچیز.
این متن بخش دوم سری از شرح پروژه تا راهاندازی است. بخش اول دربارهٔ قرارداد، نقطهٔ عطف و پنل مشتری بود. اینجا یک مرحله عقبتر میایستیم: از ایده در ذهن تا اولین شرح پروژهٔ نوشتهشده.
۱۲ کلمه قبل از قرارداد را برای روز امضا نگه دارید، نه برای امروز.
«میخوام برنامهٔ موبایل مثل فروشگاه بزرگ» با بودجه ۳۰ میلیون در ذهن، بدون یک مشتری واقعی، یعنی شرطبندی با وقت و پول خودتان.
| کار رایج اشتباه | چه اتفاقی میافتد |
|---|---|
| بیست قابلیت در مرحلهٔ اول | شش ماه کار و بازنویسی |
| بدون گفتوگو با مشتری | محصولی که کسی نمیخرد |
| بدون صفحهٔ معرفی | فقط حدس دربارهٔ تقاضا |
| شرح شفاهی «بعداً مینویسیم» | همان پروژهٔ گیرکرده |
خلاصه برای شما: اول ثابت کنید مشکل واقعی است، بعد پول سنگین بدهید.
این ترتیب را در پروژههای کوچک و بزرگ تکرار میکنم. از قدم سوم به بعد معمولاً پول خرج میشود، پس قدمهای یک و دو را جدی بگیرید.
نه «سامانه برای همه». یک جمله:
«صاحب فروشگاه پوشاک با حدود پنجاه محصول که فقط روی اینستا میفروشد و با قطعی اینترنت، سفارش از دست میرود.»
اگر وسط جمله میگویید «و برای رستورانها هم…»، هنوز تمرکز ندارید. یک مشکل، یک کاربر. همین.
حداقل محصول قابل عرضه یعنی: کمترین چیزی که آن یک مشکل را حل میکند.
| فهرست آرزوها | حداقل محصول |
|---|---|
| بیست قابلیت، چت، هوش مصنوعی، برنامه برای هر نوع گوشی | یک مسیر: ثبت سفارش، یا صفحهٔ معرفی و تماس |
| «بعداً اضافه میکنیم» | «مرحلهٔ دوم در شرح پروژه، جدا و با قیمت جدا» |
| شش ماه بدون یک مشتری | دو هفته صفحهٔ معرفی و ده گفتوگو |
یک صفحه: مشکل، راهحل کوتاه، دکمهٔ «میخواهم بدانم» یا «ثبت در لیست انتظار».
هزینهٔ معمول برای صفحهٔ معرفی یا قالب سبک: حدود ۹ تا ۵۰ میلیون تومان؛ سه صفحهٔ حداقل (خانه + قیمت + تماس) اغلب ۹ تا ۱۵ میلیون تومان. این هنوز پکیج استارتر ۸۰ میلیونی نیست.
در گالری نمونه:
دو هفته صفر تماس؟ مشکل در ایده یا پیام است، نه «کد کم بود».
نه نظرسنجی در گروه تلگرام. ده تماس بیست دقیقهای با کسی که فکر میکنید مشتری شماست.
سه سؤال کافی است:
یادداشتها را نگه دارید، همانها بعداً شرح پروژه میشوند.
وقتی صفحهٔ معرفی و گفتوگوها نشان داد تقاضا هست، یک سند کوتاه بنویسید:
بعد وارد از شرح پروژه تا راهاندازی شوید، قرارداد، نقطهٔ عطف، پنل.
| واژه | یعنی چه |
|---|---|
| حداقل محصول قابل عرضه | کوچکترین نسخهٔ قابل آزمایش با کاربر واقعی |
| صفحهٔ معرفی | یک صفحه: توضیح و فرم تماس یا لیست انتظار |
| سنجش تقاضا | دیدن اینکه آیا کسی واقعاً علاقهمند است، قبل از کد سنگین |
| محدودهٔ کار | چه میسازیم و چه عمداً نمیسازیم |
| فهرست آرزوها | بیست قابلیت بدون اولویت، معمولاً باعث دوبارهکاری میشود |
| بازنویسی از نو | وقتی بدون شرح پروژه ساختید و مجبورید از اول بپردازید |
| آنچه میبینید | یعنی |
|---|---|
| ده گفتوگو و تکرار یک درد | مشکل واقعی است |
| صفحهٔ معرفی با تماس یا ثبتنام واقعی | تقاضای اولیه هست |
| حداقل محصول در یک جمله | آمادهٔ شرح پروژه |
| «فقط ایده دارم» | هنوز قدم ۳ یا ۴، نه قرارداد سنگین |
قبل از امضا نمونه ببینید، حتی برای صفحهٔ معرفی: روی گوشی خودتان کلیک کنید.
| مرحله | زمان | هزینهٔ تقریبی |
|---|---|---|
| صفحهٔ معرفی / قالب سبک | ۱ تا ۴ هفته | ۹ تا ۵۰ میلیون تومان |
| آزمایش فنی کوتاه («PoC») | ۲ تا ۶ هفته | ۵۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان |
| حداقل محصول قابل عرضه با شرح شفاف | ۶ تا ۱۴ هفته | ۹۰ تا ۲۸۰ میلیون تومان |
| پلتفرم کامل بدون حداقل محصول | اغلب گیر میکند | ۴۵۰ میلیون تومان به بالا و بازنویسی |
جزئیات و پکیجهای استودیو: جدول قیمت طراحی سایت در ایران.
برداشت کلیدیایده هیجان میآورد. محصول وضوح میآورد.
من سورج شهپرنیا هستم، بنیانگذار sourajshah.ir. پروژهها را با همان گروهی جلو میبریم که نمونههای زنده را ساخته و تحویل داده است.
یک پیام بفرستید. اگر قدمهای ۳ تا ۵ این مقاله را رد کردید، بنویسید چه میخواهید بسازید و بودجهای که واقعاً در دست دارید (هر مبلغی).
ظرف ۴۸ ساعت جواب میدهم: حداقل محصول شما سه هفته است یا سه ماه؟ یا هنوز زود است؟
«هنوز زود است» یعنی الان وقت برگشت به قدم ۳ است — مثلاً هنوز با یک مشتری واقعی حرف نزدهاید، یا ایده را در یک جمله نمیتوانید بگویید. در این حالت همان را میگویم — گاهی فقط یک مصاحبه یا صفحهٔ معرفی برای شروع کافی است.
منابع (بررسی ۱۴۰۵/خرداد ۲۰۲۶): تجربهٔ مستقیم در بازار ایران؛ از شرح پروژه تا راهاندازی؛ راهنمای قیمت.
این مطلب چطور بود؟
یک لمس کافی است — کمک میکند بهتر بنویسم.
تمرین کوتاه
پاسخ درست تا ۵۰ امتیاز — روی گزینهٔ مناسب بزنید.
کدام کار **قبل از** قرارداد توسعه، اشتباه رایج است؟