هر هفته کسی میپرسد «اپلیکیشن فروشگاهی میخواهم»؛ ولی نصفشان واقعاً اپ نمیخواهند، میخواهند مشتری راحت بخرد. از تماسهای واقعی میگویم کی اپ لازم است، کی وباپ کافی است، و چرا اول دمو ببینید.
هفتهٔ پیش یک تماس داشتم. صاحب یک فروشگاه پوشاک در مشهد بود. میگفت: «میخوام اپ مثل دیجیکالا. بودجه در ذهنم محدوده، شاید ۳۰ تومن. تا عید باید بره توی گوشی مشتری.»
من اول سؤال عجیبی نپرسیدم. فقط گفتم: «الان مشتریهات چطور میخرن؟»
جوابش: اینستاگرام، واتساپ، گاهی سایت وردپرسی که روی موبایل سه ثانیه طول میکشد تا عکس لود شود.
اینجا بود که فهمیدیم شاید اصلاً به «اپ» نیاز ندارد. شاید به یک وباپ سبک که از صفحهٔ اصلی گوشی باز شود کافی باشد. شاید هم واقعاً اپ لازم باشد، ولی نه با بودجهٔ محدود تا عید، و نه شبیه دیجیکالا در فاز اول.
این متن برای همین تماسهاست. نه مقالهٔ تئوری. چیزهایی که ۲۴ سال ساخت محصول به من یاد داده.
وقتی کارفرما میگوید اپ، معمولاً یکی از این سه تا را میخواهد:
هیچکدام بهتنهایی یعنی «حتماً باید برای اندروید و آیفون جداگانه کد بزنیم». بعضی وقتها وباپ پیشرونده همان سه تا را میدهد. بعضی وقتها نه، و اگر اشتباه تشخیص بدهید، پول و وقت میسوزد.
وباپ یعنی سایت، ولی طوری ساخته شده که روی موبایل مثل اپ حس بدهد: تمامصفحه، آیکون روی صفحهٔ اصلی گوشی، بعضی وقتها آفلاین هم کار کند.
برای کسبوکار ایرانی، بهخصوص فروشگاه کوچک و متوسط، من اغلب این را پیشنهاد میکنم وقتی:
یک پروژهٔ پوشاک همین سال: بهجای اپ ۶۰ تومنی، وباپ روی Next.js زدیم. مشتری از مرورگر کروم «افزودن به صفحهٔ اصلی» را میزند و آیکون میگیرد. تسویهٔ حساب موبایلاول. اعلان فوری را فعلاً با پیامک جایگزین کردیم، چون در ایران اعلان وب همیشه پایدار نیست و پیامک هنوز میرسد.
آیا کامل مثل اپ بومی بود؟ نه. ولی فروش از «فقط اینستاگرام» به «سفارش با لینک ثابت» رسید. برای فاز یک، همین کافی بود.
اپ جدا (اندروید + آیفون) وقتی منطقی است که:
فروشگاهی که فقط ۲۰۰ کالا دارد و مشتری ماهی یک بار میخرد؟ من راحت میگویم اپ اولویت نیست. سایت سریع، اینستاگرام و پیامک وضعیت سفارش کافی است.
استارتاپ فینتک یا سفارش غذا با بازگشت مشتری هدف؟ بله، اپ (یا ترکیبی) بحث جدی است، ولی با نقشهٔ راه، نه با یک شات ۹۰ تومنی.
| وضعیت شما | پیشنهاد من |
|---|---|
| فقط اینستا میفروشید | اول مسیر پرداخت و لیست کالا؛ نه اپ |
| سایت دارید، موبایل کند است | بهینهسازی و وباپ؛ نه اپ از صفر |
| مشتری برمیگردد، سبد رها شده دارید | وباپ و پیامک؛ بعداً اپ اگر بازگشت سرمایه دیدید |
| پیک، ردیابی زنده، پرداخت داخل اپ | اپ یا ترکیبی |
| کسبوکار به کسبوکار با پنل ادمین سنگین | وب و پنل؛ اپ فقط اگر فیلدکار موبایل دارد |
این جدول طلایی نیست. یک بار کلینیک زیبایی آمد و فکر میکردند اپ لازم دارند. بعد فهمیدیم ۹۰٪ ترافیک از «رزرو نوبت آنلاین» است. یک فرم سریع و یادآوری پیامکی کافی بود. اپ میشد پروژهٔ نمایشی بدون بازگشت.
۱۴۰۵، بازار تهران و شهرستان فرق دارد. تقریبهایی که خودم روی پروژه دیدم:
اگر کسی «اپ کامل دیجیکالا ۵۰ تومن» داد، یا محدودهٔ کار را نفهمیده یا بعداً فاز دوم میگوید.
اپ تحویل دادن آخر داستان نیست. هر بهروزرسانی اندروید، هر تغییر سیاست فروشگاه اپل، هر باگ روی گوشیهای قدیمی هزینه دارد.
وباپ: یک انتشار نسخه، همه بهروز میشوند. برای تیم کوچک این مزیت بزرگ است.
اپ: اگر کاربر نسخهٔ قدیمی را پاک نکند، باگ قدیمی میماند. باید بهروزرسانی اجباری، نسخهبندی و گاهی تیم پشتیبانی داشته باشید.
من به بنیانگذارها میگویم: اگر زیر ۱۲ ماه نمیتوانید ۳ تا ۵ میلیون ماهانه برای نگهداری کنار بگذارید، اول وباپ بسازید و بفروشید. بعد با درآمد واقعی اپ بزنید.
فروش آنلاین وقتی اینترنت قطع میشود را جدا نوشتهام؛ اینجا فقط بگویم: هر دو مسیر (وباپ و اپ) باید سبک باشند. سنگین = قربانی اول.
«اپ شبیه اسنپ» با یک تصویر در واتساپ فرق دارد با ۴ تب زنده که کلیک میکنید.
روی sourajshah.ir برای همین ۱۲ نمونهٔ اپ موبایل گذاشتهام، داخل قاب گوشی، مسیر واقعی: سلامت، غذا، مالی، خرید. مثلاً اگر فروشگاهی هستید، دمو خرید موبایلی را باز کنید و ببینید سبد، دستهبندی و تسویهٔ حساب چطور حس میشود. اگر رستوران، منو و سفارش.
وبفروشگاه هم ۳۰ نمونهٔ زنده دارد. مقایسه کنید: همان برند با سایت وب چه میشود، با ظاهر موبایل چه.
مسیر:
اگر پیمانکار فقط PDF میدهد و از دمو طفره میرود، همان زنگ خطر است که در مقالهٔ «قبل از امضای قرارداد» نوشتم.
وقتی شرح درخواست میخوانم، این ترتیب را در ذهن دارم:
اغلب خروجی: فاز ۱ وباپ + پیامک + سایت سریع. فاز ۲ اگر بازگشت مشتری دیدید، اپ اندروید. فاز ۳ آیفون اگر داده خواست.
یک بنیانگذار فینتک اصرار داشت از روز اول هر دو پلتفرم. قانعش کردیم حداقل محصول قابل عرضهٔ وباپ + یک مسیر انتقال. سه ماه بعد داده داشت، بعد اپ ساخت. اگر از همان روز اول دو پلتفرم میزدیم، نصف بودجه قبل از اولین تراکنش واقعی میرفت.
«اپ میخوام» جملهٔ خوبی برای شروع گفتگو است، نه نتیجهٔ گفتگو.
برای خیلی از کسبوکارهای ایرانی ۱۴۰۵، وباپ موبایلاول همان چیزی است که فکر میکنند اپ است، با هزینه و ریسک کمتر. اپ اختصاصی وقتی درست است که بازگشت مشتری، اعلان یا سختافزار گوشی واقعاً کسبوکار شما را تعریف کند.
قبل از امضا و پیشپرداخت: دمو زنده ببینید. ۱۲ اپ + ۳۰ وب روی سایت برای همین است، نه برای نمایش، برای اینکه تصویر مشترک داشته باشید.
برداشت کلیدیمشتری به آیکون روی گوشی وفادار نمیشود، به اینکه سفارشش بدون دردسر ثبت شود وفادار میشود.
من سورج شهپرنیا هستم، بنیانگذار sourajshah.ir. پروژهها را با همان گروهی جلو میبریم که نمونههای زنده را ساخته و تحویل داده است.
یک پیام بفرستید. بنویسید الان کجا میفروشید، ماهانه چند سفارش دارید و بودجهای که واقعاً در دست دارید (هر مبلغی). اگر نمونهٔ زنده دیدید، همان شناسه را هم بگذارید.
ظرف ۴۸ ساعت جواب میدهم: وباپ برایتان کافی است؟ اپ لازم است؟ یا هنوز زود است؟
«هنوز زود است» یعنی الان قرارداد اپ یا وباپ نمینویسیم. مثلاً هنوز ماهانه سفارش کم دارید و اینستا و واتساپ کافی است، یا هنوز نمیدانید مشتری از کجا میآید. در این حالت همان را میگویم — گاهی فقط هزینهٔ اپ را برای بعد میگذاریم و همان کافی است.
این مطلب چطور بود؟
یک لمس کافی است — کمک میکند بهتر بنویسم.
تمرین کوتاه
پاسخ درست تا ۵۰ امتیاز — روی گزینهٔ مناسب بزنید.
برای فروشگاه کوچک با سفارش ماهانه کم، کدام مسیر معمولاً منطقیتر است؟